موش شدن
مترادفها
بزدل شدن، ترسو شدن
لغت نامه دهخدا
موش شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) کنایه است از ساکت و آرام و گرد شدن از ترس. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کنایه است از ساکت و آرام و گرد شدن از ترس.
جمله سازی با موش شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هوگو، پسری تنها که پس از مرگ پدر و ناپدید شدن عمویش در ایستگاه قطاری در دهه ۳۰ میلادی زندگی میکند، علاوه بر کارش که شامل نگهداری از چرخدندههای ساعت و روغنکاری آنهاست، به سینما عشق میورزد و در صدد راهاندازی ماشین مکانیکی محبوبش است، همانکه با پدرش به تعمیر آن میپرداخت. روزی که هوگو بهدنبال دزدیدن یک موش اسباببازی از پیرمرد اسباببازی فروش است، در دام پیرمرد میافتد و چارهای جز خالی کردن دو جیبش، طبق گفتهی پیرمرد، ندارد. هنگامی که دفترچهی هوگو که شامل اطلاعات زیادی از همان ماشین مکانیکی او و پدرش است در مقابل چشمان پیرمرد قرار میگیرد، پیرمرد برافروخته شده و به او قول میدهد که دفترچه را خواهد سوزاند.
💡 با بررسی اثر ضد دردی عصاره الکلی بذر گیاه تاتوره در موشهای صحرایی نر دیابتی ناشی از تزریق «استرپتوزوتوسین» انجام شده، واکنش به درد حاد و مزمن ناشی از صفحه داغ و فرمالین به دنبال مصرف «استرتپوزوسین» و دیابتی شدن موشهای صحرایی به میزان معنیداری افزایش پیدا میکند. همچنین عصاره الکلی بذر گیاه تاتوره در دوزهای بالای mg/kg/BW ۵۰ توانایی کاهش درد افزایش یافته در آزمونهای صفحه داغ و فرمالین (به ویژه در ۱۰ دقیقه بعد از تزریق فرمالین) را داراست، اما عصاره گیاه در این دوز و بالاتر بر هیپر آلژزیای مزمن ناشی از تزریق فرمالین اثر معنیداری ندارد.