لغت نامه دهخدا
شوهری شدن. [ ش َ / شُو هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت مایل به شوهر کردن شدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شوی و ترکیبات آن شود.
شوهری شدن. [ ش َ / شُو هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت مایل به شوهر کردن شدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شوی و ترکیبات آن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از سه روز مشورت، بالدوین چهارم برگزیده شد. انتظار میرفت که در صورت وخیم شدن بیماری بالدوین، شوهری برای سیبیل پیدا شود تا او به جانشینی برسد. تاجگذاری پادشاه جوان بهوسیلهٔ پاتریارک لاتین اورشلیم، یعنی امالریک نسله، بلافاصله در کلیسای مقبره مقدس انجام شد. فرمانروایان قرون وسطی معمولاً یکشنبهها تاجگذاری میکردند اما در مورد بالدوین، در عوض ۱۵ ژوئیه ۱۱۷۴ انتخاب شد، زیرا همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد محاصره اورشلیم در نخستین جنگ صلیبی بود.
💡 گاه زن و شوهری که پس از سهطلاقه شدن، پشیمان شده و قصد ازدواج با هم را داشته باشند، فردی را به عنوان محلل به استخدام خود درمیآورند.