خوی گر شدن

مترادف‌ها

عادت کردن، خو گرفتن، متمایل شدن

متضادها

عادت‌زدایی شدن

لغت نامه دهخدا

خوی گر شدن. [ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معتاد شدن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

معتاد شدن

جمله سازی با خوی گر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید تشنه لب بودم که آبی بر گلوی من رسید

💡 اثر از هستیم نگذاشت فکر آتشین خویی زسامانم چه می‌پرسی سری مانده است و زانویی

💡 آغ‌بلاغ، روستایی است از توابع بخش ایواوغلی و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.

💡 دمدم، روستایی است از توابع بخش صفاییه و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.

💡 کشتن آمد خوی آن بی رحم وز آنم باک نیست باک از آن دارم که گیرد غیر ازین خوی دگر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران