لغت نامه دهخدا
مه بر کوهان. [ م َه ْ ب َ ]( اِ مرکب ) نام سرودی است. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). ماه بر کوهان. ( برهان ). رجوع به ماه بر کوهان شود.
مه بر کوهان. [ م َه ْ ب َ ]( اِ مرکب ) نام سرودی است. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). ماه بر کوهان. ( برهان ). رجوع به ماه بر کوهان شود.
نام سرودی است ٠ ماه بر کوهان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون داغ غلامانت مه بر رخ خود دارد با روی تو از خوبی اکنون مه نو نازد
💡 ای داور دانا به ضمیر که و مه بر زخم دلم ز مرحمت مرهم نه
💡 برون آ یا نبیاله، برون آی برون آ با رخ چون مه برون آی
💡 به بالا ز صدرش فزون هر درخت به مه بر سر و بیخ بر سنگ سخت
💡 ز بسکه از دل مردم همی برآید دود سیه شده است رخ مه بر آسمان کبود
💡 چه باشد گر نشوید خاک راهش گریه از چشمم وزان مه بر دل زارم در آزار نگشاید