مغ سرا

لغت نامه دهخدا

مغسرا. [ م ُ س َ ] ( اِ مرکب ) مغکده. سرای مغ. اقامتگاه مغ:
مرا ز اربعین مغان چون نپرسی
که چل صبح در مغسرا می گریزم.خاقانی.و رجوع به مغ و مغکده شود. || کنایه از کره زمین. دنیا:
خود عهد خسروان را جز عدل چیست حاصل
زین جیفه گاه جافی زین مغسرای مغبر.خاقانی.و رجوع به معنی آخر مغکده شود.

فرهنگ فارسی

مغ کده سرای مغ

جمله سازی با مغ سرا

💡 زدند اندران دشت پرده سرای خروشید کوس و بغرید نای

💡 کس چو تو در سرای بیم و امید ریش در آسیا نکرد سفید

💡 از آن پس که فرمانده ی نو چمید سوی یثرب و در سرا آرمید

💡 هست تا آیینه‌ای روشن درین عبرت سرا از سر خاک سکندر نور می‌گردد بلند

💡 کردی ار دیدی این مکارم و جود در سرای وجود رای سجود

💡 نوشته که ای سام رزم‌آزما چو آئی درین باغ و بستان سرا

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز