لغت نامه دهخدا
معمول شدن. [ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمل شدن. به کار بسته شدن: به هر خدمت که مقرر گردد چاکرانه معمول خواهد شد. ( منشآت قائم مقام ). || مرسوم شدن. رایج گشتن. متداول شدن.
معمول شدن. [ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمل شدن. به کار بسته شدن: به هر خدمت که مقرر گردد چاکرانه معمول خواهد شد. ( منشآت قائم مقام ). || مرسوم شدن. رایج گشتن. متداول شدن.
( مصدر ) ۱ - عمل شدن: [... بهرخدمت که مقرر گردد چاکرانه معمول خواهد شد. ] ( قائم مقام. منشات. چا. قائم مقامی ۲ ) ۱۶۴ - رایج شدن متداول گردیدن.
عمل شدن بکار بسته شدن
💡 یکپارچه بودن یعنی جلوگیری از تغییر دادهها بهطور غیرمجاز و تشخیص تغییر در صورت دستکاری غیرمجاز اطلاعات. یکپارچگی وقتی نقض میشود که اطلاعات نه فقط در حین انتقال بلکه در حال استفاده یا ذخیره شدن ویا نابودشدن نیز به صورت غیرمجاز تغییر داده شود. سامانههای امنیت اطلاعات بهطور معمول علاوه بر محرمانه بودن اطلاعات، یکپارچگی آن را نیز تضمین میکنند.
💡 فلزات مواد مقاوم در برابر حرارت هستند، مارک گذاری فلزات به تابش لیزر با چگالی بالا نیاز دارد. توان لیزرهای معمول منجر به ذوب شدن فلزات میشود و حداکثر توان باعث تبخیر مواد میگردد.
💡 حفاظت ورودی به لحاظ کنترل افت حرارتی مهم بوده و در هر باز و بسته شدن در، کلی انرژی خارج میگردد. در یک در خانه معمولی نفوذ هوای سرد از در و باز و بسته شدن در و نیز افت حرارتی ناشی از ضخامت در میتواند تا ۱۰ کل افت حرارتی را شامل شود. ورودی باید از وزش بادهای زمستانی به وسیلهٔ درخت، باد شکن یا به وسیلهٔ قرارگیری در محلی دنج در امان باشد.