لغت نامه دهخدا
معتد با. [ م ُ ت َدْ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) هشام بن محمدبن عبدالملک بن عبدالرحمن الناصر مکنی به ابوبکر ( 364 - 428 هَ. ق. ) آخرین پادشاه اموی در اندلس است. و رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 1125 شود.
معتد با. [ م ُ ت َدْ دُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) هشام بن محمدبن عبدالملک بن عبدالرحمن الناصر مکنی به ابوبکر ( 364 - 428 هَ. ق. ) آخرین پادشاه اموی در اندلس است. و رجوع به اعلام زرکلی ج 3 ص 1125 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سکندر اگر بست ز آهن سد اکنون ز بحر خیالم که گنجی است معتد
💡 سقف از مطر پناه بود نه از مرگ چون در رسد معبد و معتد را
💡 عوامل مساعد، زيستن ما را تسهيل يا تاءمين، و رشد معنوى ما را تسريع مى كنند يا با ما درآن همكارى دارند به اين معنى كه تكوينا يا تشريعا - و بطور ارادى و آگاهانه -مصداق اين امر خدايند كه تعاونوا على البر و التقوى و لاتعاونوا على الاثم والعدوان.(51) عوامل اخلالگر و مفسد، سدى بر حركات زيستى ما و بر مسير تقربما به خدا تشكيل مى دهند مناع للخير معتد اثيماند. (52)