فرهنگستان زبان و ادب
{approximate derivative} [ریاضی] تعمیمی از مفهوم مشتق که در آن به جای حد معمولی، حد تقریبی (approximate limit ) به کار برود
{approximate derivative} [ریاضی] تعمیمی از مفهوم مشتق که در آن به جای حد معمولی، حد تقریبی (approximate limit ) به کار برود
تعمیمی از مفهوم مشتق که در آن به جای حد معمولی، حد تقریبی (approximate limit) به کار برود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین در رسم نمودار، از این مفهوم استفاده میشود. پس از به دست آوردن نقاط بحرانی یک تابع مشتقپذیر، میتوان نمودار تقریبی را با بررسی صعودی یا نزولی بودن تابع میان نقاط بحرانی رسم کرد.
💡 تغییر شکل بخشی از سیال، می تواند مرتبه اول با یک تانسور کرنش تقریبی درنظر گرفته شود که با گذشت زمان تغییر می کند. مشتق زمانی آن نرخ کرنش تانسور است، که بیان می کند، شکل عنصر با زمان در حال تغییر است و همچنین گرادیان بردار میدان سرعت است.
💡 فسیلهای موجود شامل جمجمه ای نسبتاً کوچک، پنج قطعه فک و برخی از دندانها را تشکیل میدهند که یک سر را تشکیل میدهد که ترکیبی از خصوصیات مشتق شده و بدوی را تشکیل میدهند. مغز که از نظر حجم فقط ۳۲۰ سانت متر مکعب تا ۳۸۰ سانتیمتر مکعب است، مشابه با مغز شامپانزههای موجود است و به ویژه از حجم تقریبی مغز انسان که ۱۳۵۰ سانتیمتر مکعب است، کمتر است.