مس زدن

لغت نامه دهخدا

مس زدن. [ م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) زدن طشت و سینی مسی گاه گرفتن ماه یا خورشید، چه گروهی از عوام را عقیدت این بود که گرفتن آفتاب یا ماه بر اثر آن است که اژدهایی قصد خوردن آنان می کند وبرای دفع آن باید ظرفی مسین را که ماترک یتیم باشد نواخت. و با همین عقیدت است که گفته اند:
نشسته گرد زغالی به روی زاده مسگر
صدای مس به فلک می رود که ماه گرفت.( منسوب به ناصرالدین شاه ).

فرهنگ فارسی

زدن طشت و سینی مس گاه گرفتن ماه یا خورشید

جمله سازی با مس زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دردمندی از فلک تعلیم می باید گرفت هر سر مه ناخنی بر سینه می باید زدن

💡 هر که چون صائب دلش گوهرشناس وقت شد دم زدن را عمر جاویدان تصور می کند

💡 کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن لافِ مُشتاقی زدن معشوق را نشناختن

💡 از طلب چون شوم آسوده، که هر چشم زدن می شود تازه ز رخسار تو ایمان طلب

💡 علت دیگر دست زدن به چنین کاری توسط دولت‌ها حل کردن مشکل تورم منفی است.

💡 بیرون زدن مذاب از سطح جدایش دو لنگه درجه یا کف قالب به دو صورت تقسیم می‌شوند:

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز