مزاج گوی

لغت نامه دهخدا

مزاج گوی. [ م ِ ] ( نف مرکب ) مزاج گو. کسی که موافق مزاج کسی سخن گوید. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).کنایه از خوشامدگوی باشد. ( برهان ). خوش آمدگوی. ( انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ). متملق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آن که بر حسب مزاج مخاطب حرف زند.

فرهنگ فارسی

خوش آمد گوی، ( مزاج گو ی ) ( صفت ) آنکه مطابق مزاج هر کس سخن گوید و کسی را از خود نرنجاند خوشامدگوی: اگر توقع آسایش از جهان داری مدار دست ز دست مزاج گوییها. ( صائب )

جمله سازی با مزاج گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوند تو ما را ز کف فقر نجاتست گویی که مزاج گهرست آب خیالت

💡 حکایت بر مزاج مستمع گوی اگر خواهی که دارد با تو میلی

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز