مرهم کش
مترادفها
التیامبخش، تسکیندهنده
متضادها
آسیبزن
لغت نامه دهخدا
مرهم کش. [ م َ هََ ک َ ] ( اِ مرکب ) کفچه نول.
فرهنگ فارسی
مرهم کشنده
جمله سازی با مرهم کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گویی که رسد بر دل و جان مرهم تازه هر تیر که بر سینه من آید از آن کیش
💡 بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او خستهٔ چشم اوست جان، مرهم جان کیست او
💡 کنون ز لطف به مرهمی وگرنه چه سود؟ ز کار چون گذرد کارِ زخمِ کاریِ ما
💡 5- بيمار ايرانى كه دستش از همه جا بريده شده، سراغ على (ع ) را مى گيرد و از مداينتا مدينه مى آيد تا امام على (ع ) بر زخم هاى او مرهم نهد، و دردهاى او را درمان بخشد.
💡 و او بياد نماز شب تو سحر خيز است. او بر درد بيمارش، بياد مصائب تو مرهم مى نهد،او ناله درمانده اى را، ياد اور گريه يتيمان تو مى داند.
💡 و تو موی را گاه از این سوی دهان کشی گاه از آن سوی بینی که همچون دست ارّهای آن گوشت افزونی [پولیپ بینی خونریزیدهنده را] بِبُرد و به مرهم زنکاری و کافوری علاج [پانسمان] کنی تا بِه شود تمام.