لغت نامه دهخدا
مراغه زن. [ م َ غ َ/ غ ِ زَ ] ( نف مرکب ) غلت زننده. غلطنده:
تا به زیر زمانه کهن است
نفس در آرزو مراغه زن است.سنائی.
مراغه زن. [ م َ غ َ/ غ ِ زَ ] ( نف مرکب ) غلت زننده. غلطنده:
تا به زیر زمانه کهن است
نفس در آرزو مراغه زن است.سنائی.
( صفت ) غلتنده ( در خاک ): تابزیر زمان. کهن است نفس در آرزو مراغه زن است. ( حدیقه )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش مرکزی شهرستان مراغه یکی از بخشهای تابعه شهرستان مراغه در استان آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران است.
💡 یونسکو سال ۲۰۰۹ را سال رصدخانه مراغه نامگذاری کرد و اخیراً زمزمههایی جهت ثبت جهانی این اثر جهانی در سازمان یونسکو به گوش میرسد.
💡 تو در مراغه فارغ و صوفی به نوبهار در خاک و خون مراغهزنان ز آرزوی تو
💡 اگر چه رحمت یزدان، مراغه را دریافت عراق و شام برست از بلیت و آشوب
💡 لازم به ذکر است جهت گیری بیشتر کارهای مذهبی این روستا برگرفته از آیین های شهرستان مراغه می باشد.
💡 مراغه به لحاظ بافت غنی تاریخی و فرهنگی، با بیش از ۳۰۰ اثر ثبت شده ملی، جزء ۱۰ شهر برتر کشور محسوب میشود.[۶۱][۶۲]