لغت نامه دهخدا
مدیح سنج. [ م َ س َ ] ( نف مرکب ) مدیحه سرا. ثناخوان. مداح:
سخن پناها هستم ز فیض استعداد
مدیح سنج و ثناخوان ولی نه هرجائی.منیر ( آنندراج ).
مدیح سنج. [ م َ س َ ] ( نف مرکب ) مدیحه سرا. ثناخوان. مداح:
سخن پناها هستم ز فیض استعداد
مدیح سنج و ثناخوان ولی نه هرجائی.منیر ( آنندراج ).
ثنا خوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نکته آرای و غزل سنج «نظیری » می باش به مدیحی که تو را صاحب دیوان کردم