مدعیان بابیت در عصر امامت
مدعیان بابیت در عصر امامت افرادی بودند که ادعا میکردند رابط یا فرستاده امامان معصوم، به ویژه امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف)، هستند و خود را باب یا نائب آن حضرت معرفی میکردند. این ادعاها در دوران غیبت صغری، زمانی که امام از نظر ظاهری در دسترس مردم نبود، بیشتر رخ میداد و معمولاً توسط افرادی مطرح میشد که گرایشهای غلوآمیز یا شیطنتهای دینی داشتند. چنین افرادی گاه خود را مظهر الوهیت یا واسطه ویژه امام معرفی میکردند تا جایگاه دینی و اجتماعی خود را تحکیم کنند، مانند علی بن حسکه که ادعای نیابت و بابیت امام هادی (علیهالسلام) را داشت. در دوران غیبت صغری، چهار نفر به عنوان نواب خاص تعیین شدند: عثمان بن سعید العمری، محمد بن عثمان العمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری. این نواب نقش کلیدی در هدایت شیعیان و جلوگیری از نفوذ مدعیان دروغین داشتند و ارتباط امام با مردم را مدیریت میکردند. با وجود نواب خاص و فقیهان، برخی سودجویان و مدعیان دروغین تلاش میکردند از خلا ارتباط مستقیم بهرهبرداری کنند و خود را نماینده امام معرفی نمایند. این مدعیان نه تنها مسیر دینی شیعیان را منحرف میکردند، بلکه باعث تبدیل مسأله مهدویت به یک موضوع عرفی و اجتماعی نیز میشدند. برخی صوفیه مانند حسین بن منصور حلاج نیز به نیت پیشبرد اهداف خود ادعای نیابت میکردند. با این حال، وجود نواب و علماء در جامعه شیعه، آسیب این افراد را کاهش داده و مانع گسترش انحرافات میشد. امروزه مطالعه این مدعیان و اقدامات آنان نشاندهنده ضرورت آگاهی و رعایت دقت در تشخیص حق و باطل در مسائل مرتبط با غیبت و نیابت امامان است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] با ظهور اسلام مکتب انتظار منجی نیز تبیین می شود؛ چنانکه در ادیان گذشته مکتب انتظار به عنوان معرفتی نهائی و غائی اعلام می شد. با استمرار مکتب اسلام و رسیدن امامت به مهدی(عجّل الله فرجه الشریف) این عقیده وارد مرحله جدیدی در عرصه اجتماع شد. ارتباط آن حضرت با مردم از جمله مسائل مهمی بود که به صورت های مختلف انجام می پذیرفت؛ اما صورت موثر آن، ارتباط با واسطه وکلائی خاص و تعیین شده از سوی آن حضرت با عموم مردم بود که خلاء نبود ارتباط بی واسطه را پر می کرد. اما آسیب هائی که عده ای بی دین به این رویه وارد می کردند باعث شد تا آن حضرت به شیعیان هشدار دهد تا از دام گسترده شیادان در این راه مطلع شوند و این آسیب را کنترل کنند. در این مقاله به مدعیان ارتباط و بابیت با آن حضرت اشاره می کنیم.
ادعای بابیت منحصر به زمان غیبت صغری نسبت به امام زمان(علیه السّلام) نیست بلکه بعد از غیبت صغری و قبل از آن نسبت به ائمه(علیه السّلام) سابقه داشته و معمولا این افراد از جمله گزافه گویان و غالیان بوده اند که معتقد به الوهیت ائمه(علیه السّلام) می شدند. از جمله این افراد علی بن حسکه است که خود را باب و نائب و فرستاده امام هادی(علیه السّلام) معرفی می کرد و معتقد به الوهیت آن حضرت بود.
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۱۶، بیروت - لبنان، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه ق.
در زمان غیبت صغری نائبان حضرت ولی عصر (عجّل الله فرجه الشریف) توسط آن حضرت تعیین می شدند که در طول این دوران چهار نفر مسئولیت نیابت خاص آن حضرت را به عهده داشتند که عبارتند از: عثمان بن سعید العمری، محمد بن عثمان العمری، حسین بن روح نوبختی، علی بن محمد سمری. وجود نواب خاص قطعا در میان شیعیان باعث خنثی شدن بسیاری از فتنه ها و روشن شدن وظیفه شیعیان می شد؛ اما مقبولیت نیابت در جامعه شیعه با آسیب هایی روبرو بود، به همین دلیل در دوران این نواب عده ای سودجو ادعای نیابت از طرف حضرت حجت(عجّل الله فرجه الشریف) داشتند و خود را در ارتباط و ملاقات با امام عصر (عجّل الله فرجه الشریف) معرفی می کردند که علاوه بر انحراف مردم از مسیر حقیقی مهدویت و نیابت خاصه باعث خروج مساله مهدویت از یک رکن دینی به یک مساله عرفی شدند تا جائی که حتی برخی صوفیه چون حسین بن منصور حلاج برای پیشبرد اهداف خود ادعای نیابت می نمود. وجود نائبان خاص و فقهاء و علماء در این دوران آسیب رسانی مدعیان دروغین را به حداقل می رساند و دفع می کرد. اکنون به ذکر مدعیان دروغین نیابت خاصه در دوران غیبت می پردازیم که عبارتند از:
← ابومحمد حسن شریعی
۱. ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۱۶، بیروت - لبنان، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ ه ق.
...