محیط گردیدن
مترادفها
احاطه کردن، در بر گرفتن، محاصره کردن، پوشاندن
متضادها
جدا شدن، فاصله گرفتن
لغت نامه دهخدا
محیط گردیدن. [ م ُ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) محیط گشتن. محیط شدن.
جمله سازی با محیط گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در محیط بیخودی نارفته گامی هم ز خویش گرد وای خویش چون گرداب، گردیدن نداشت