محال گویی

لغت نامه دهخدا

محال گویی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) صفت و عمل محال گو. محال گوئی. بیهوده گویی. یاوه گویی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بیهوده گویی

جمله سازی با محال گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه تو گویی محال و آن چه تو بینی خیال شرک نباشد روا در صفت ذوالمنن

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز