مجمر دار

لغت نامه دهخدا

مجمردار. [ م ِ م َ ] ( نف مرکب ) مجمر دارنده. مجمره گردان. آنکه مجمر به دست گیرد عطرآگین کردن مجلس را:
صد و پنجاه مجمردار دلکش
فکنده بویهای خوش در آتش.نظامی.و رجوع به مجمره گردان شود.

فرهنگ فارسی

مجمره گردان

جمله سازی با مجمر دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ندارم در جگر آهی، اگر باور نمی داری بنه از استخوانم عود در مجمر تماشا کن

💡 راز دل گاهی به خاموشی نهان ماند که موم پرده داری پیش چشم روزن مجمر کند

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز