مایل شدن

لغت نامه دهخدا

مایل شدن. [ ی ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کیپانیدن. ( ناظم الاطباء ). رغبت کردن. میل کردن: به غیر او مایل نمی شوم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 315 ). || کج گردیدن. خمیده شدن:
در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل.حافظ.مایل شدن از چیزی، منحرف شدن از تعادلی که قبلاً وجود داشت، همسطحی با آن چیز را از دست دادن:
چنان دو کفه سیمین ترازو
که این کفه شود زان کفه مایل.منوچهری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- میل کردن رغبت کردن گراییدن. ۲- کج شدن منحنی گشتن ( ایهام بدو معنی ). در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل. ( حافظ.۲٠۹ )

جمله سازی با مایل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیلی که پدر مایلی سایرس است در به شهرت رسیدن و وارد عرصه شدن مایلی سایرس در عرصه بازیگری و خوانندگی نقش بسزایی داشته است. وی همچنین در ساخت موسیقی کانتری در جهان به‌عنوان یک پدیده شناخته می‌شود.

💡 جوانانی که مایل به انجام تحصیلات دانشگاهی، پیش از انجام دوران خدمت وظیفه هستند، در صورتی که با استعداد تشخیص داده شده باشند، از چنین امکانی برخوردار خواهند شد. معمولاً ارتش آن رشته‌های دانشگاهی را برای این جوانان مورد تصویب قرار می‌دهد که پس از فارغ‌التحصیل شدن آنان، برای ارتش سودمند باشد. جوانان دانشگاه رفته، پس از انجام تحصیلات، دوران خدمت اجباری را خواهند گذراند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز