ماجرا کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از عالم درد دل کردن، بمعنی اظهار درد دل کردن و جنجال نمودن. ( از آنندراج ). قصه کردن. بیان حال کردن:
خوش آن زمان که دگر سوی بینی و شنوی
چو من بگریه خون ماجرای خویش کنم.امیرخسرو ( از آنندراج ). || گفتگو کردن. مباحثه کردن. مکابره کردن: مجدالدین بازنش ماجرائی می کرد؛ زنش بغایت پیر و بد شکل بود؛ گفت خواجه کدخدائی چنین نکنند که تو می کنی. ( عبید زاکانی ).
ای آنکه با شکسته دلان ماجرا کنی
ما از توایم اگر بکشی ور رها کنی.مسیح کاشی ( از آنندراج ).و رجوع به ماجرا شود.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - درد دل کردن. ۲ - شکوه و شکایت کردن.
از عالم درد دل کردن بمعنی اظهار درد دل کردن و جنجال نمودن
درد دل کردن.
شکوه و شکایت کردن.
💡 نجفخانی یکی از اشکالاتِ کتاب را شیوهٔ روایتِ داستان میداند، چون در دو فصلِ اول که شخصیتها و روایتهایشان هنوز بهخوبی در ذهن شکل نگرفته، خواننده اندکی گیج میشود و ناچار است برای دنبال کردن ماجرا، به صفحات قبلی نگاه کند، اما وقتی با فضاها و شخصیتها آشناتر میشود، آسانتر میتواند روایتها را دنبال کند. طولانی بودن و تعلیقِ کُندِ داستان هم نقطهضعف دیگری است که میتواند باعث کسلشدن مخاطب شود.
💡 تورنومنت قهرمانی مشتآهنین بیست و یک سال بعد از این ماجرا آغاز شد، و هماکنون کازویا تبدیل به یک قهرمان شکست ناپذیر شده بود، (تنها چیزی که رکوردهای او را بدنام کرده بود، مساوی کردن با پال فینکس، مبارزی سرسخت با آرزوی قهرمانی در این مسابقات و شکست دادن کازویا بود) کازویا وارده تورنومنت شد، و در آخر خود را به فینال رساند جایی که هیهاچی در انتظارش بود.
💡 ثور به آماندوس چو در پیدا کردن دوست مشترکشان هرکول در دنیای موازی کمک میکند. طی ماجرای جنگ هرج و مرج، ثور به گروه خدایان هرکول میپیوندد و با آماتسو-میکابوشی میجنگد.
💡 اندونزی نقش مهمی در صلح در ماجرای درگیری کامبوج و تایلند ایفا نمود همچنین اندونزی و دیگر کشورهای عضو جنوب شرقی آسیا نقش مهمی در تشویق دولت میانمار برای بازکردن فضای سیاسی خود و سریعتر کردن سیستم اصلاحاتش بازی کردند.
💡 چون طبیبی را بخود هرگز دوا می نداند کردن او زین ماجرا