لنگر باز

لغت نامه دهخدا

لنگرباز. [ ل َ گ َ ] ( نف مرکب ) بندباز. حقه باز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- بند باز شعبده باز مشعبد.

جمله سازی با لنگر باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آیت عزمت به ‌کشتی ار بنگارند باز ناستد به صد هزاران لنگر

💡 وان نوح مجاهد باز با لنگر صدق انباز آن کشتی غیرت را انداخته در یم باش

💡 چو برجستی به بازی زین کهن فرش ز نعلش رخنه گشتی لنگر عرش

💡 برهستی موهوم مچین خجلت تحقیق بر کشتی درویش چه لنگر زده‌ای باز

💡 از موج قهر کشتی گردون کند شکاف وز سیر باز ماند چون لنگر آفتاب