لغت ساز

لغت نامه دهخدا

لغت ساز. [ ل ُ غ َ ]( نف مرکب ) سازنده لغت. وضعکننده لغت:
لغت ساز قاموس خوانندگی است
شفادان علم نوازندگی است.ملاطغرا ( در تعریف قوال، از آنندراج ).

فرهنگ عمید

آن که لغت بسازد، آن که لغت وضع کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه لغت وضع کند: لغت ساز قاموس خوانندگی است شفادان علم نوازندگی است. ( ملاطغرا آنند لغ. )

جمله سازی با لغت ساز

💡 تسبیب در لغت به معنای ریسمان و آنچه موجب پیوستگی چیزی به چیز دیگر می‌شود، آمده است و در اصطلاح اتلاف مال یا ایراد جنایت بر دیگری به طور غیر مستقیم و با زمینه سازی و فراهم کردن مقدّمات را تسبیب می گویند.

💡 کاخون (Cajon) لغتی اسپانیایی به معنی «جعبه، صندوق، صندوقچه، کمد کوچک یا میز کشودار کوچک» است که به نوعی ساز کوبه‌ای گفته می‌شود. نوازنده بر روی کاخون می‌نشیند و با ضربات کف دست و انگشتان که بر روی صفحه جلویی ساز می‌کوبد، صدایی خاص و زنگ دار تولید می‌کند.