لغت نامه دهخدا
لب ترکاندن. [ ل َ ت َ / ت َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداوم عوام، سخن گفتن. مطلبی را اظهار کردن: تا لب ترکاندم...
لب ترکاندن. [ ل َ ت َ / ت َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداوم عوام، سخن گفتن. مطلبی را اظهار کردن: تا لب ترکاندم...
( ~. تَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) سخن گفتن.
( مصدر ) سخن گفتن: تالب ترکاندم...
(عا.)
سخن گفتن.
💡 در ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ در حین سخنرانی علی لاریجانی در قم، با شعارهایی علیه لاریجانی و برهم زدن مجلس، مراسم را ناتمام گذاشتند. این مسئله با واکنش سیاسیون مواجه شد. گزارش مجلس از این ماجرا، آن را سازماندهی شده خواند. در شب قبل پیامکهایی با جملات تحریکآمیز منتشر شد. برای نمونه: «برادرانی که امشب پایهٔ ترکاندن هستند، عدد ۱ را به همین شماره پیامک کنند!» و «ترکاندن در تخصص ماست! همه بدانند.» و «برادران امشب کم ترکاندیم، چون موقعیت لو رفته بود، ولی باز هم تشکر!»
💡 برای تخلیه تاولهای بزرگتر (و یا با رشد سریعتر) میتوان از یک قیچی استریل شده جهت برش تاول استفاده نمود و در کودکان میتوان ترکاندن تاول را بعد از خواب او انجام داد.