لا مرکزیت

لغت نامه دهخدا

لامرکزیت. [ م َ ک َ زی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) نداشتن مرکز. عدم مرکز.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نداشتن مرکز عدم مرکزیت.

جمله سازی با لا مرکزیت

💡 پس از تصمیم نهایی در مرکزیت برای تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان، مجید شریف واقفی که منتقد و معترض به تغییر ایدئولوژی سازمان بود عملاً خط خود را از جریان جدید جدا کرده و خطاب به تقی شهرام می‌گوید:

💡 فرایند تقسیم استان آذربایجان شرقی (به مرکزیت تبریز) در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۷۲ با تأسیس استان اردبیل (به مرکزیت اردبیل) به پایان رسید. از مجموع ۱۸ شهرستان استان در هنگام تقسیم، ۱۲ شهرستان در آذربایجان شرقی باقی ماندند و ۶ شهرستان دیگر نیز استان جدید اردبیل را تشکیل دادند.

💡 حوزه‌ی انتخاباتی جیرفت و عنبرآباد یکی از حوزه‌های استان کرمان برای انتخابات مجلس شورای اسلامی است. این حوزه به مرکزیت جیرفت و عنبرآباد، ۱ نماینده دارد. پس از انقلاب اسلامی ایران تا کنون ۹ نفر طی ۱۲ دوره به نمایندگی از این حوزه به مجلس شورای اسلامی راه یافته‌اند.

💡 آرچ به اصل سادگی پایبند است و بر روی ساده‌گرایی، مدرنیته، عمل گرایی، مرکزیت کاربر و همه‌کاره بودن متمرکز شده‌است. در عمل، این بدان معنی است که این پروژه تلاش می‌کند حداقل تغییرات خاص توزیع، و در نتیجه کمترین شکست با به روزرسانی‌ها را داشته باشد و نسبت به انتخاب‌های طراحی ایدئولوژیک عملگرا باشد و بر مرکزیت کاربر تمرکز کند به جای کاربر پسند بودن.

💡 متأسفانه مرکزیت آن زمان مجاهدین مارکسیست بدنبال مرگ شریف واقفی چند برخورد بسیار نادرست نسبت به افرادی که مخالف آنان بودند مرتکب شدند. از آن جمله می‌توان به واقعه‌ای که دربارهٔ حسین باقرزاده اتفاق افتاد اشاره کرد. وی هم‌اکنون دارای دکترای علوم کامپیوتر است و در امور حقوق بشر و به ویژه علیه احکام اعدام و سنگسار فعالیت می‌کند.

💡 بر این اساس، شهرستان سوادکوه شمالی به مرکزیت شهر شیرگاه از ترکیب بخش‌های نارنجستان و بخش مرکزی به مرکزیت شهرشیرگاه شامل دهستانهای شرق و غرب شیرگاه و لفوردر تابعیت استان مازندران ایجاد می‌شود.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پرت یعنی چه؟
پرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز