قید کردن

لغت نامه دهخدا

قید کردن. [ ق َ / ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بند کردن. در بند آوردن:
سعدی به دام عشق تو در پای بند ماند
قیدی نکرده ای که میسر شود گریز.سعدی.

فرهنگ فارسی

بند کردن در بند آوردن

جمله سازی با قید کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز قید محکم هستی کجا برون آیی؟ ترا که بند قبا مشکل است وا کردن

💡 ز قید خود برای غنچه یکساعت‌ گلستان شو نفس را تا به‌ کی شیرازهٔ لخت جگر کردن

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز