قی گرفته
مترادفها
دچار حالت تهوع شدن
لغت نامه دهخدا
قی گرفته. [ ق َ / ق ِ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بقی آمده. بحالت قی افتاده. || پوشیده از قی. مستور از ورقه ای از چرک و ریم. ( فرهنگ فارسی معین ): با چشمهای قی گرفته اش به من نگاه کرد و لبخندی زد. ( فرهنگ فارسی معین از چشمهایش علوی ص 176 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) پوشیده از قی مستور از ورقه ار از چرک و ریم: با چشمهای قی گرفته اش به من نگاه کرد و لبخندی زد.
جمله سازی با قی گرفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلاشهايى كه در آماده سازى كتاب حاضر صورت گرفته است، به شرحذيل مى باشد:
💡 ذوقی که جا به وادی مجنون گرفته بود امروز معتکف شده بر آستان ما
💡 ... فیلم بیضایی به لحاظ پیچیدگی هنری و ژرفای فکر از مارنی پیشی گرفته است.
💡 مؤلف گويد: حديث ياد شده، از كتاب (كشف اليقين فىفضايل اميرالمؤمنين ) گرفته شده است.
💡 از تیغ قهر زندگی جان گرفتهاند وز جام لطف باده بیغش چشیدهاند
💡 وحشت مرا رساند به سر منزل وصال آن صید را دلم ز رمیدن گرفته است