لغت نامه دهخدا
قم قریش.[ ق َ ] ( اِ مرکب ) صورتی از قمل قریش و آن حب صنوبر صغار است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قَمل شود.
قم قریش.[ ق َ ] ( اِ مرکب ) صورتی از قمل قریش و آن حب صنوبر صغار است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قَمل شود.
صورتی از قمل قریش و آن حب صنوبر صغار است.
💡 بنیهاشم (به عربی: بنو هاشم) خاندانی از قبیله قریش است که بنام هاشم بن عبدمناف نامگذاری شدهاست. محمد پیامبر اسلام از این خاندان است.
💡 جمیله شیخی در سال ۱۳۴۵ برای بار دوم با مهدی قریشی معاون دانشکده هنرهای دراماتیک ازدواج کرد، ثمرهٔ این ازدواج دختری به نام آتوسا قریشی است که خواهر ناتنی آتیلا پسیانی است.
💡 بهنوشتهٔ ولیری بنیهشام بن مغیره از قبیلهٔ قریش به علی پیشنهاد کرد تا با یکی از دخترانش ازدواج نماید.
💡 عبدالکریم تمنا به مدارس سبک امروزی نرفته و در مسجد دروس ابتدایی را سپری کرده و علم آموزی را با تلاش شخصی ادامه داد. او خواندن دیوان حافظ را در سالهای کودکی خود را نزد بانویی بنام قریش (مادر ابوبکر و غلامحیدر یقین) فرا گرفت.
💡 دربارهٔ سبب شهرت او به «عبدالمطلب» گفتهاند: چند سال پس از وفات هاشم، مطلب (عموی عبدالمطّلب)، او را از یثرب به مکه آورد. وقتی مردم مکه و قریش عبدالمطلب را دیدند که همراه مطلب وارد شهر میشود، به گمان این که او بنده خریداری شده مطلب از یثرب است، وی را «عبدالمطلب» خواندند و این نام بعدها همچنان باقی ماند.
💡 در حالی خلیفه به یاری عمید عراق چشم دوخته بود که وی در پناه قریش بن بدران، متحد بساسیری، درآمد و بدین ترتیب خلیفه و وزیرش بهناچار به کسب اماننامه از قریش بن بدران اقدام کرده و در پناهش قرار گرفتند.