لغت نامه دهخدا
قشون کشیدن. [ ق ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) لشکر کشیدن.
قشون کشیدن. [ ق ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) لشکر کشیدن.
لشکر کشیدن
💡 در تمام دورهٔ قاجاریان ارسباران توسط شاهزادگان قاجار اداره میشد. عباس میرزا برای مدتی اهر را مرکز فرماندهی خود علیه روسها قرار داد. در آن زمان عشایر ارسباران قسمت عمدهای از جنگاوران قشون ایران را تأمین میکردند و به همان نسبت نیز صدمات جنگ را متحمل میشدند. برای نمایش بیچارگی اهالی ارسباران در اوایل قرن نوزدهم دو گزارش از دیپلماتهای انگلیسی را در اینجا میآوریم: جیمز موریر، مؤلف «ماجراهای حاجی بابای اصفهانی»، که دویست سال پیش از اصلاندوز دیدن کرده مینویسد، وقتی به اصلاندوز رسیدیم، به جای روستا، مکانی را یافتیم شامل مجموعهای از سرپناههایی که تعدادی ایلات بدبخت فرار کرده از اراضی روسیه با نی و نمد برپا کرده بودند. در اینجا تپهای مصنوعی مخروطی شکلی بود منسوب به تیمور لنگ، که ایرانیان با کشیدن نردهای در اطراف آن را به صورت سنگری برای دفاع از سواحل ارس آماده میکردند....
💡 دولت شوروی روسیه کوشش سیاست مستعمراتی دنیا را که در ساختن راهها و کشیدن خطوط تلگرافی در ممالک غیر برای تأمین نفوذ نظامی خود بر توسعه تمدن ملل ترجیح میدهد نفی کرده و مایل است که وسایل مراودات و مخابرات که برای استقلال و تکمیل تمدن هر ملتی لزوم حیاتی دارد به اختیار خود ملت ایران واگذارده شود و ضمناً هم به قدر خسارات وارده به ایران به واسطه قشون دولت تزاری جبران شود لهذا دولت شوروی روسیه مؤسسات روسی ذیل را بلاعوض به ملکیت قطعی ملت ایران واگذار مینماید.