لغت نامه دهخدا
قزل چشمه. [ ق ِزِ چ ِ م ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است در 30 هزارگزی خاور ساوه. سکنه 24 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
قزل چشمه. [ ق ِزِ چ ِ م ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است در 30 هزارگزی خاور ساوه. سکنه 24 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ده کوچکی است در ۳٠ هزار گزی خاور ساوه
قزل چشمه یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان حکیم آباد ( زرندیه ) واقع شده است.
💡 کشاورزی، دامداری و باغداری اساس اقتصاد تنکابن را تشکیل میدهند. آب کشاورزی تنکابن از رودها و چشمهها تأمین میشود و محصولات کشاورزی آن برنج، گندم، جو، سبزیجات، گل گاوزبان، گیاهان زینتی، چای، مرکبات، کیوی، فندق، گردو، گلابی، سیب، آلو، آلوچه، خرمالو و انجیر هستند. باغهای متعدد مرکبات در سرتاسر شهرستان تنکابن پراکنده هستند؛ انواع مرکبات بهخصوص پرتقال و خرمالو، کیوی، چای، برنج و گلهای زینتی مهمترین صادرات این شهر را تشکیل میدهند. همچنین میتوان از کارگاههای تولید ماهی قزل آلا در مناطق مختلف آن نام برد. واحدهای صنعتی پرورش دام و طیور نیز در تنکابن فعالیت دارند و همچنین تعدادی از بزرگترین مراکز کشتار و بستهبندی مرغ بهداشتی استان در این شهر واقع هستند.
💡 قزل اوزن نیز یکی از بلندترین رودخانههای ایران است که از کوههای چهل چشمه میان سقز و دیواندره سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به سد سپیدرود و رودخانه سپیدرود به دریای خزر میریزد.