لغت نامه دهخدا
قر انداختن. [ ق ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) قر انداختن میان قومی؛ کشتن همه افراد آن را. ( یادداشت مؤلف ).
قر انداختن. [ ق ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) قر انداختن میان قومی؛ کشتن همه افراد آن را. ( یادداشت مؤلف ).
قر انداختن میان قومی کشتن همه افراد آنرا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزنامه نیسان نیز مینویسد که چنین صفحات شرمآور را که حاکی از کشتار انسانها با بهانههای مذهبی باشد فقط میتوان در دورهٔ بربریّت و دورهٔ تاریک قرون وسطائی جستجو کرد و در دوره کنونی بشریّت مترقّی از اینگونه عملیّات ننگ دارد. راه انداختن نزاع و کشتارهای مذهبی در مملکتهای مستعمره و نیم مستعمره فقط برای تأمین تسلّطِ مستعمره طلبان عملی میشود.
💡 کلسیم پروپانوات معمولاً توسط نانواییهای تجاری برای به تأخیر انداختن رشد کپکها اضافه میشود.
💡 جنگافزار ضدماهواره جنگافزاری است که برای از کار انداختن یا نابود کردن ماهواره برای مقاصد استراتژیک نظامی بهکار میرود. تاکنون فقط کشورهای ایالات متحده، روسیه، جمهوری خلق چین و هند قادر به ساخت و گسترش این جنگافزارها بودهاند.
💡 مهر گل را بر گلاب انداختن کار من است ناز آن لبهای میگون را ز ساغر می کشم