لغت نامه دهخدا
( قدآور ) قدآور. [ ق َ ] ( ترکی، اِ )راهبر و قیل سواران که بیرون لشکر باشند برای محافظت و به هندی چوکی نامند و نیز هر دو لغت با زای معجمه هم آمده است. ( آنندراج به نقل از مؤید الفضلاء ).
( قدآور ) قدآور. [ ق َ ] ( ترکی، اِ )راهبر و قیل سواران که بیرون لشکر باشند برای محافظت و به هندی چوکی نامند و نیز هر دو لغت با زای معجمه هم آمده است. ( آنندراج به نقل از مؤید الفضلاء ).
( قد آور ) راهبر و فیل سواران که بیرون لشکر باشند برای محافظت و بهندی چوکی نامند و نیز هر دو لغت بازای معجمه هم آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابعاد بینهایت مولتیورس برای اومثل میکروب است و میتواند در مورد اور ووید وکره مانیتورها مانور دهد.
💡 مرو بی سلاح ای پسر سوی جنگ نخست آلت جنگ اور به چنگ
💡 یک سانتی مورگان در ناحیههایی که کراس اور با نرخ بیشتری رخ میدهد کمتر از یک میلیون باز و در ناحیههایی که کراس اور کمتر اتفاق میافتد بیشتر از یک میلیون جفت باز طول دارد.