لغت نامه دهخدا
قاچ خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ترکیده. ترک برداشته. شکاف خورده. رجوع به قاچ شود.
قاچ خورده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ترکیده. ترک برداشته. شکاف خورده. رجوع به قاچ شود.
ترکیده ترک برداشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «آنان مانند اشیائی نا متعارف بودند، و با ظاهری که داشتند معلوم بود که ابداً مایل نبودند تا زیبایی بومی خود را آشکار سازند، یا با خلوص آداب سرخپوستی شان بخواهند ما را تحت تأثیر قرار دهند. عدهٔ کمی از مردانشان تا حدی بدنهای پوشیده داشتند، اما بیشترشان فاقد هر گونه پوششی که قابل توصیف باشد بودند. چشمانشان سیاه، نافذ، و فاقد اعتماد به ما بود. گوشهای قاچ خورده را با رشته مهره هائی تزئین کرده بودند. غضروف بینی آنها سوراخ شده و با تکههای هایاکوا که به صورت افقی قرار گرفتهاند تزئین شده بودند. بدنهایشان آغشته به روغن نهنگ بود که ظاهری وحشتناک و پر انزجار به آنها میداد. از طرف دیگر زنان قبیله-- پناه بر خدا! با همان ویژگیها و بدنهای عریان، پوست پر چروک، دندانهای کوتاه و کثیف، زانوان خم شده، راه رفتن اردک وار، با تنها پوششی که شلیته ای از رشتههای باریک پوست درختان سرو که به صورت تارهایی تابیده شده بودند بدنشان را از کمر تا زانو میپوشاند.