فیروزه چشم

لغت نامه دهخدا

فیروزه چشم. [ زَ / زِ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کبودچشم. ( آنندراج ). پیروزه چشم. ( فرهنگ فارسی معین ):
همه سرخ رویند و فیروزه چشم
ز شیران نترسند هنگام خشم.نظامی.

جمله سازی با فیروزه چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خداوندا تو آنشخصیکه چشم چرخ فیروزه نبیند در هزاران دور اگر چون تو بشر جوید

💡 همیشه تا مه تابان نماید چشم خلقانرا گهی چون گوی و گه چوگان برین فیروزه گون میدان

💡 ایمن است از چشم بد کآورد با خود از ازل نیل چشم زخم ازین فیروزه منظر آفتاب

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز