فلسفی، محمّدتقی (تهران ۱۲۸۳ـ ۱۳۷۷ش) فلسفی، محمّدتقی فلسفی، محمّدتقی فلسفی، محمّدتقی واعظ و خطیب مذهبی ایران. فرزند شیخ محمدرضا تنکابنی. پس از فراگیری دورۀ مقدمات و سطح علوم دینی، به وعظ و خطابه روی آورد و به سرعت مشهور شد و پس از مدتی تحصیلات خود را در قم تکمیل کرد. در ۱۳۱۶ش از سوی رژیم پهلوی خلع لباس شد، اما با سقوط رژیم رضاشاه، بار دیگر به لباس روحانی درآمد و به وعظ و خطابه پرداخت. وی در سخنوری کم نظیر بود و از حمایت مراجع و علمای ایران و عراق برخوردار و نماینده آیت الله بروجردی در گفتگو با دربار و دولت بود. وی همچنین از مخالفان دکتر محمدمصدق به شمار می آمد. فلسفی با نقد مسائل اجتماعی و سیاسی و انتقاد از عملکرد دولتمردان در منبرهای خود، تحولی در سنت وعظ و منبر ایجاد کرد، از این رو چندبار ممنوع المنبر شد. در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بازداشت و در زمستان ۱۳۵۰ برای همیشه از وعظ و خطابه منع گردید و پس از آن فقط به تألیف و تصنیف مشغول شد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بار دیگر به وعظ پرداخت. از آثار اوست: کودک از نظر وراثت و تربیت؛ جوان از نظر عقل و احساسات؛ بزرگسال و جوان از نظر افکار و تمایلات؛ آیةالکرسی، شرح دعای مکارم الاخلاق؛ اخلاق؛ معاد.
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] حجت الاسلام محمدتقی فلسفی، به سال 1286ش در تهران متولد شد. در 6 سالگی به دبستان توفیق رفت و به تحصیل صرف و نحو و مقدمات علوم دینی پرداخت و با پافشاری و اصرار مادر به منبر روی آورد. خود در این باره می گوید: «چون مادرم عاشق ابا عبدالله الحسین(ع) بود به آرزوی خویش رسید و مرا در مسیر خطابه و منبر قرار داد». هم زمان با نظارت شدید پدر به تحصیل درس پرداخت و دو روز در هفته را به منبر می رفت. اولین منبر را در سن 16 - 15 سالگی در مسجد فیلسوف ها و در وصف مولا علی آغاز کرد. پدر وی آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنکابنی متولد رامسر با بزرگانی چون مرحوم سید حسن مدرس و مرحوم آیت الله کاشانی مرتبط بود. همچنین در غائله انجمن های ایالتی و ولایتی وارد مبارزه با دولت شد و مادر وی دختر مرحوم ابوالحسن تاجر اصفهانی ساکن تهران بود. حجت الاسلام فلسفی در 24 - 23 سالگی با دخترعموی خویش ازدواج نمود. فلسفی اولین تجربه سیاسی خود را در راستای شعار قلابی جمهوریت که توسط رضاخان سرداده شده بود مرور کرد و همراه پدر و عمو در تحصن میدان بهارستان به رهبری آیت الله مدرس شرکت داشت.
جمله سازی با فلسفی محمدتقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنطور که محمدتقی فلسفی در کتاب خاطرات خود مینویسد، کماندوهای حکومت در این حمله خشونت بسیاری از خود نشان دادند، بهگونهای که به طلاب بیدفاع با پنجهبوکس، میلهٔ آهنی، زنجیر و حتی شاخههای درختان فیضیه که شکسته بودند، حمله کرده و آنها را مضروب و مجروح کردند. به گفتهٔ محمدتقی فلسفی، آنها همچنین عدهای را نیز از پشتبام فیضیه به رودخانهای که از کنار آن میگذشت انداختند. بر اساس ادعای او، به دستور مستقیم سرهنگ مولوی، اجازهٔ رسیدگی به حال مجروحین در بیمارستانها نیز داده نشد.
💡 جدیترین موج آزار بهائیان در دوران پهلوی از رمضان ۱۳۳۴ آغاز شد؛ هنگامی که به درخواست بروجردی حکومت به محمدتقی فلسفی اجازه داد در رادیوی سراسری بر ضد بهائیان، به وعظ و خطابه بپردازد و عوام را علیه بهائیان بشوراند. موجی از بهائیستیزی در کشور به راه افتاد و در بسیاری از نقاط بهائیان با قتل و غارت مواجه شدند. یکی از دلایل این موج از بهائیستیزی این بود که شاه به دستگاه روحانیون دینی که به او کمک کرده بودند با کودتا علیه مصدق قدرت را بازپس گیرد احساس دِین میکرد. این کار همچنین برای منحرف کردن افکار عمومی از سیاستهای نامحبوب شاه انجام شد. در اثر تحریکات روحانیون در تهران، دولت دستور مصادرهٔ دارائیها و املاک بهائی را در شهرهای مختلف کشور صادر نمود. اوضاع با تصمیم دولت در تصرف مقر ملّی جامعهٔ بهائی و اقدام به تخریب گنبد حظیرةالقدس بدتر شد. در نتیجه تشویق دولت توسط علمای مذهبی، برای اقدام علیه بهائیان، مقامات بهطور مستقیم در تخریب گنبد مرکز بهائیان (حظیرةالقدس) در تهران دخالت کردند. در تهران، در مقابل گزارشگران کشورهای خارجی، روحانیون کلنگ در دست در معیت فرماندهان ارتش اقدام به مشارکت در تخریب گنبد حظیرةالقدس نمودند.