فزون امدن
مترادفها
زیاد شدن، افزون شدن، فزونی یافتن
لغت نامه دهخدا
( فزون آمدن ) فزون آمدن. [ ف ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) زیاد شدن. بسیار شدن. بیشی یافتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( فزون آمدن ) زیاد شدن. بسیار شدن.
جمله سازی با فزون امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش تو از بهر فزون آمدن خواستم از پوست برون آمدن