لغت نامه دهخدا
فرمان خواستن. [ ف َ خوا / خات َ ] ( مص مرکب ) اجازه خواستن. استجازه:
که بهر دیدن بیت المقدس
مرا فرمان بخواه از شاه دنیا.خاقانی.
فرمان خواستن. [ ف َ خوا / خات َ ] ( مص مرکب ) اجازه خواستن. استجازه:
که بهر دیدن بیت المقدس
مرا فرمان بخواه از شاه دنیا.خاقانی.
اجازه خواستن. استجازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فرمان یزدان دل آراستن مرا چون تن خویشتن خواستن