فراخ سخنی

لغت نامه دهخدا

فراخ سخنی. [ ف َ س ُ خ َ ] ( حامص مرکب ) پرگویی: بنده حد ادب نگاه میدارد در این فراخ سخنی اما چاره نیست. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فراخ سخن شود.

فرهنگ عمید

پرگویی، بیهوده گویی.

فرهنگ فارسی

پرگویی و بیهوده گویی.

جمله سازی با فراخ سخنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر حسودی سخنی گوید ازین روی فراخ پشت منمای و زان ژاژ مکن دل را تنگ

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز