لغت نامه دهخدا
غلیان کش. [غ َل ْ / غ ِل ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غلیان کشد.
غلیان کش. [غ َل ْ / غ ِل ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غلیان کشد.
( صفت ) آنکه غلیان کشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سه جای قرآن و به طور مشخص در آیهٔ ۶۲ سورهٔ صافات، در آیهٔ ۴۳ سورهٔ دخان و آیهٔ ۵۲ سورهٔ واقعه، از واژهٔ زقوم یا درخت زقوم استفاده شده است. میوههای این درخت به شکل سرهای شیاطین میباشند که دوزخیان از آنها میخورند و در دل آنها همچون فلز گداخته غلیان میکند و در پی آن آب جوش مینوشند.
💡 «این ترانه در رابطه با سیاهکل سروده شده. در آن دوره در تهران پوستر چاپ شده بود و دنبال چریکها میگشتند. بعد ماجرای تعقیبشان تو جنگل و تیراندازیهایی که پیشآمد و این موضوع که میگفتند بخشی از روستاییهای آنجا هم کمک کرده بودند به پلیس، برای دستگیری چریکها و آنها هم البته اذیت و آزاری به روستاییها نرسانده بودند. تمام این موضوعات و خبرها در من غلیان کرد و آن ترانه را نوشتم.»
💡 این ترانه در رابطه با سیاهکل سروده شده. در آن دوره در تهران پوستر چاپ شده بود و دنبال چریکها میگشتند. بعد ماجرای تعقیبشان تو جنگل و تیراندازیهایی که پیشآمد و این موضوع که میگفتند بخشی از روستاییهای آنجا هم کمک کرده بودند به پلیس، برای دستگیری چریکها و آنها هم البته اذیت و آزاری به روستاییها نرسانده بودند. تمام این موضوعات و خبرها در من غلیان کرد و آن ترانه را نوشتم.