غضب راندن
مترادفها
خشمگین شدن، عصبانی شدن
متضادها
آرام گرفتن، بردباری
لغت نامه دهخدا
غضب راندن. [ غ َ ض َ دَ ] ( مص مرکب ) خشم گرفتن. غضب کردن. خشم آوردن. غضبناک شدن. رجوع به غضب شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشم گرفتن غضب کردن خشمگین شدن.
جمله سازی با غضب راندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن بلخی در جایی که از غضب سلطان مسعود بن سلطان محمود بر اسماعیلیان و شبانکاره سخن میگوید از بیرون راندن آنان توسط سلطان از کمه نیز میگوید: