عبارت «غریبی کردن» به معنای سفر کردن یا مسافر شدن است و به حرکت از مکانی به مکان دیگر اشاره دارد. در این کاربرد، «غریبی کردن» معمولاً برای کسی به کار میرود که برای مدتی از خانه یا وطن خود دور میشود. معنای دیگر «غریبی کردن» بیگانگی کردن است، یعنی عدم آشنایی با محیط یا افراد جدید و احساس غریبگی نسبت به آنها. این حالت ممکن است برای کسی که به مکان یا جمع تازه وارد میشود پیش بیاید و نشاندهنده حس فاصله یا ناآشنایی است. در برخی منابع، «غریبی کردن» به معنای وحشت کردن یا ترسیدن نیز آمده است، به ویژه در مورد کودکان و شیرخوارانی که از فرد ناشناس میترسند.
غریبی کردن
لغت نامه دهخدا
غریبی کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مسافر شدن. سفر کردن. بیگانگی کردن. عدم آشنایی نمودن. || وحشت کردن. ( ناظم الاطباء ). ترسیدن شیرخواره از دیدن کسی ناشناس.
فرهنگ معین
(غَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - سفر کردن. ۲ - بیگانگی کردن. ۳ - ترسیدن طفل از شخص ناشناس.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - سفر کردن مسافر شدن ۲ - بیگانگی کردن عدم آشنایی نمودن ۳ - ترسیدن طفل از شخصی ناشناس وحشت کردن.
ویکی واژه
سفر کردن.
بیگانگی کردن.
ترسیدن طفل از شخص ناشناس.