غریب شدن

لغت نامه دهخدا

غریب شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غریب گردیدن. غرابت. ( تاج المصادر بیهقی ). اغتراب. رجوع به معانی غریب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غریب گردیدن غربت گزیدن اغتراب.

جمله سازی با غریب شدن

💡 در سال ۲۰۱۴ به دنبال غیرقانونی اعلام شدن مجدد فعالیت حزب و ممانعت مسئولان سیاسی حکومت اقلیم کردستان عراق از فعالیت این حزب، حزب چاره‌یابی دموکراتیک کردستان اعلام انحلال کرد. پس از مدتی سیاست‌مداران، اعضا و هواداران حزب با تأسیس جریانی جدید در قالب جنبش آزادی جامعهٔ کردستان فعالیت خود را دنبال کردند. دیار غریب که ریاست مشترک حزب را برعهده داشت به عنوان عضو کنفدراسیون جوامع کردستان (ک.ج.ک) به حزب کارگران کردستان پیوست و نجیبه عمر نیز در کمیته اجرایی سازمان زنان آزاد کردستان (رژاک) قرار گرفت.

💡 در همین حال، رفتار عجیب و غریب روی به طور فزاینده ای باعث می شود که رونی او را رها کند و سه فرزندشان را با خود ببرد. هنگامی که یک برنامه خبری در مورد غرق شدن قطار در نزدیکی برج شیاطین از تلویزیون پخش می شود، روی و جیلیان همان کوهی را که تجسم کرده اند تشخیص می دهند. آنها به همراه سایر مسافرانی که چشم اندازهای مشابهی را تجربه می کردند، علی رغم هشدارهای عمومی در مورد گاز سمی، به سمت برج شیاطین حرکت کردند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز