لغت نامه دهخدا
غث و سمین کردن. [ غ َث ْ ث ُ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیدن. انتخاب کردن. به گزینی. به گزینی کردن. خوب و بد کردن. بد و خوب کردن. || جدا کردن. تشخیص دادن.
غث و سمین کردن. [ غ َث ْ ث ُ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیدن. انتخاب کردن. به گزینی. به گزینی کردن. خوب و بد کردن. بد و خوب کردن. || جدا کردن. تشخیص دادن.
گزیدن انتخاب کردن به گزینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رای او داده فلک را خبر سود و زیان وهم او گفته جهان را سخن غث و سمین
💡 به مجلس تو که پیوسته جای دولت باد بیان کنم همه احوال خویش غث و سمین
💡 ده سال شد که غث و سمینی نگفته ام تا پهلویم ز پشتی خصمی سمین بود
💡 به قرص سفرهٔ خود راضیم ز گندم و جو به صید بازوی خود قانعم ز غث و سمین
💡 چون تو را طالع به کار افتاد گفتندت که من یار بدخواهان شدم این غث و آن دیگر سمین
💡 سیروس علینژاد طی مقالهای در سایت بیبیسی فارسی به معرفی این کتاب پرداخت. او معتقد است هاشمی «توانسته است در صفحات محدودی خوانندگان خود را با افکار و آرای یک یک متفکران مورد نظر خود آشنا کند، دربارهی آنان به داوری بنشیند و غث و سمینها را برجسته کند.»