غبار فرو شستن

لغت نامه دهخدا

غبار فروشستن. [ غ ُ ف ُ ش ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به غبار شستن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - شستن گرد و غبار برطرف کردن غبار. ۲ - زدودن اندوه از دل.

جمله سازی با غبار فرو شستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون گرد و غبار فرو نشست، امام حسين عليه السلام را ديدم بر سر آن پسر ايستاده و اوپاى بر زمين مى شود و امام حسين عليه السلام مى گفت: دور باشند از رحمت خدا اين قومكه تو را كشتند و جد تو دشمن ايشان باد در روز قيامت.

💡 هدف اصلی این عملیات بزرگ، غبار فرو شستن از روی آثار باستانی و بازگرداندن شکوه و جلال گذشته به این بنای تاریخی بود.

💡 طبیعت با بارش اولین باران بهاری، شروع به غبار فرو شستن از روی برگ‌های درختان و پاک کردن سطح زمین از گرد و غبار کرد.

💡 آن‌ها با استفاده از ابزارهای خاص، موفق شدند غبار فرو شستن از روی مجسمه‌های قدیمی را بدون آسیب رساندن به آن‌ها به درستی انجام دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران