لغت نامه دهخدا
غبار فروشستن. [ غ ُ ف ُ ش ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به غبار شستن شود.
غبار فروشستن. [ غ ُ ف ُ ش ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به غبار شستن شود.
( مصدر ) ۱ - شستن گرد و غبار برطرف کردن غبار. ۲ - زدودن اندوه از دل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گرد و غبار فرو نشست، امام حسين عليه السلام را ديدم بر سر آن پسر ايستاده و اوپاى بر زمين مى شود و امام حسين عليه السلام مى گفت: دور باشند از رحمت خدا اين قومكه تو را كشتند و جد تو دشمن ايشان باد در روز قيامت.