غ داود

لغت نامه دهخدا

غداود. [ غ َ وَ ] ( اِخ ) محله ای است به سمرقند. ( منتهی الارب ). محله ای است از حائط سمرقند، در یک فرسنگی آن. ( معجم البلدان ).

دانشنامه آزاد فارسی

غ. داود
رجوع شود به:صفا، منوچهر

جمله سازی با غ داود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 - اين داستان از موهبت علم وافرى كه خداوند در اختيار سليمان و داود گذاشته است شروعمـى شـود، و بـه تـوحـيـد و تـسـليـم در بـرابـر فرمان پروردگار ختم مى گردد، آن همتوحيدى كه پايگاهش نيز علم است.

💡 ملك الموت گفت: آن سى سال را از عمر خود كم كردى و بر عمر داود عليه السلامافزودى در وادى روحا در هنگامى كه حق تعالى نامهاى پيغمبران ذريت تو را برتو عرض مى كرد.

💡 خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: چه چيز باعث شد كه در تشييع جنازه عابد شركتنكردى ؟ عرض كرد: خدايا! به واسطه همان چيزى كه به من اطلاع دادى و گفتى اورياكار است. وحى شد: درست است كه عملش براى خدا نبود وليكن عده اى از مؤ منان بهنفع او شهادت دادند، من هم شهادت آن ها را درباره اوقبول كردم و او را عفو نمودم.(225)

💡 جو‌شن داود دزدیدست کاین‌ موی منست با وجود آنکه از دزدی تبرا می‌کند

💡 خداوند به داود(ع ) وحى كرد: پسران خود را نزد خود جمع كن و به آنها بگو هر كس درميان شما در مورد نزاع اين دو نفر باغدار و دامدار، قضاوت صحيح كند او وصى تو بعداز تو است.

💡 چوناسماعيل وفات نمود امام عليه السلام سى تن از شيعيان خود را درمنزل خود حاضر گردانيد سپس به يكى از اصحابش به نام داود فرمود: اى داود! روى اورا بگشاى،

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز