عشوه خوردن
مترادفها
ناز کردن، خودنمایی کردن
لغت نامه دهخدا
عشوه خوردن. [ ع ِش ْ وَ / وِ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن.گول خوردن: حمدونه این عشوه ها چون شکر بخورد و بر آب کار سوی ماهی رفت. ( سندبادنامه ص 48 ).
کسی را بود کیمیا در نورد
که او عشوه کیمیاگر نخورد.نظامی.گر صادقی تو عشوه از آن قرص ِ خور مخور
ور مرد رهروی دم ازین ره دگر مزن.بدر چاچی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
فریب خوردن گول خوردن
جمله سازی با عشوه خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زبن شبستان هوس عشوه چه خواهی خوردن شمعسانگل به سر از باغ سحر خواهی داشت
💡 کردهای همچو گوز بُن گردن از چه از عشوه و قفا خوردن
💡 در نمایشهای سنتی، بازیگران با استفاده از حرکات ظریف بدن و عشوه خوردن، توانایی خود را در انتقال احساسات و شخصیتهای داستان به مخاطبان به خوبی نشان میدهند.
💡 برخی افراد برای جلب توجه بیشتر در جمعهای اجتماعی، به روشهای مختلفی مانند عشوه خوردن و رفتارهای نمایشی روی میآورند تا مرکز توجه قرار گیرند.
💡 داستانهای عاشقانه کلاسیک معمولاً با توصیف دقیق صحنههایی پر از عشوه خوردن و بازیهای روحی میان دو شخصیت اصلی، جذابیت و هیجان خود را حفظ میکنند.