فرهنگ عمید
( عبیرآگین ) آمیخته به عبیر، عبیرآمیز.
( عبیرآگین ) آمیخته به عبیر، عبیرآمیز.
( عبیر آگین ) ( صفت ) عبیر آمیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادهای کز نسیم او تا حشر کوه و صحرا شود عبیر آگین
💡 می رسد از درگه سلطان دین باد بهار کز شمیم او عبیر آگین مشام جان بود
💡 به یادِ خُلقِ خوشِ میزبان و مهمانان برین و بالین بر من عبیر آگین بود
💡 ساحت گیتی عبیر آگین چو صحرای ختن چون شمیم زلف جانان باد مشک افشان بود