عالم اشوب

لغت نامه دهخدا

( عالم آشوب ) عالم آشوب. [ ل َ ] ( نف مرکب ) برهم زننده عالم. بمجاز آنکه مردمان را فریفته زیبائی خود سازد. بغایت زیبا. سخت خوش صورت و دلفریب:
پری پیکری بود محبوب من
بدو گفتم ای عالم آشوب من.سعدی ( بوستان ).گر در قیامتت هست این ناز عالم آشوب
خوش آفتی است در پیش هنگامه جزا را.عرفی.

فرهنگ عمید

( عالم آشوب ) ۱. برهم زنندۀ عالم.
۲. [مجاز] آن که مردم را فریفتۀ زیبایی خود می کند.

فرهنگ فارسی

( عالم آشوب ) ( صفت ) ۱ - بر هم زننده جهان. ۲ - معشوقی که مردمان را فریفته زیبایی خود کند: سخت زیبا و دلفریب.

جمله سازی با عالم اشوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سرو قد تو یک جلوه، عالم آشوبی ز نوبهار تو یک برق، تندخویی‌ها

💡 نبض سیلاب بهارست رگ ابر بهار عالم آشوبی ازان زلف معنبر پیداست

💡 پرده معنی روشن نشود صائب لفظ عالم آشوبی ازان زلف معنبر پیداست

💡 کوه تمکین فلک، مهره بازیچه اوست عالم آشوب نگاهی که مرا از جا برد

💡 زندگی افسرد فال شوخی سودا زنید انتخاب عالم آشوبی ازین اجزا زنید

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز