لغت نامه دهخدا
( ظلمت آباد ) ظلمت آباد. [ ظُ م َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عالم عدم است. ( آنندراج ).
( ظلمت آباد ) ظلمت آباد. [ ظُ م َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عالم عدم است. ( آنندراج ).
( ظلمت آباد ) ( اسم ) عالم عدم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روشنان هم ظلمت آباد شعور هستیاند نیست تا خورشید جز پای چراغ خویشتن
💡 ظلمت آباد دلم گشت چنان نورانی کآفتاب فلکی خود بشد از یاد مرا
💡 روز و شب در نور ارشادش همی رو ره را تا قدم از ظلمت آباد دل بیرون نهی
💡 ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا برکش مرا سوی علا تا باز بینم آن لقا
💡 جمله ذرات را از ظلمت آباد عدم رش نورش آورد بی شک به صحرای وجود