لغت نامه دهخدا
طورمس. [ ] ( اِخ ) نهری است به اسپانیا واقع در شهر طلمنکه که پلی عظیم به سبک رومی بر روی آن بنیان نهاده شده است. رجوع به الحلل السندسیه ج 2 ص 51 و 53 شود.
طورمس. [ ] ( اِخ ) نهری است به اسپانیا واقع در شهر طلمنکه که پلی عظیم به سبک رومی بر روی آن بنیان نهاده شده است. رجوع به الحلل السندسیه ج 2 ص 51 و 53 شود.
نهریست باسپانیا واقع در شهر طلمنکه که پلی عظیم بسبک رومی بر روی آن بنیان نهاده شده است.
💡 جذبه عشق توام طور خرد بر هم زد گر کنم بی خودیی بر من دیوانه مگیر
💡 عاشقان را نبود از شجر طور کمی شعله در جان و دل از جلوهٔ جانانه زدند
💡 به طور مثال افزایش جنبش لاپلاس یا پراکندگی عملیات گاما که در یک مقیاس زمانی اندازهگیری میشود، از توزیع لاپلاس پیروی میکنند.
💡 در هر سه مورد، دعا كردن، داراى نقشى بسيار مهم و ارزنده است كه اينك به طور اختصاربه آن اشاره مى شود:
💡 اگر از عشق به طور دلت اشراق آید ارنی گوی تو را انفس و آفاق آید
💡 مست دیدارند ذرات جهان بر طور عشق در دل هر ذره ای صد آتش از سودای اوست