طغیان کردن

لغت نامه دهخدا

طغیان کردن. [طُغ ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موج زدن آب. جوشش سیل و دریا و جز آن. || نافرمانی کردن:
حرف زهرش گفته ام شکّر لبم را میگزد
درد طغیان میکند گر نام افیون میبرم.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

موج زدن آب جوشش سیل و دریا و جز آن

جمله سازی با طغیان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ... من نمی‌دانم که این مضحکهٔ اساسی‌ترین اصول عدالت شما را به کجا هدایت خواهد کرد. اگر لویی صلاحیت قضایی شما را رد می‌کرد، ممکن نبود تله بجهد {و گرفتارش کند}. انکار حاکمیت مردم آخریت دلیل استبداد او می‌بود. اما از زمان انقلاب، لویی به‌طور قابل ملاحظه‌ای کمتر به سمت مقاومت آشکار تمایل نشان داده‌است. او انعطاف پذیرانه، به ظاهر خام و ساده دل، مهارت خودش را در جدا کردن انسان‌ها نشان داده‌است. سیاست نامتزلزل او، بی حرکت باقی‌ماندن یا گام برداشتن همراه با تمام وطن پرستان بود؛ درست همان طوری‌که امروز به نظر می‌رسد که حتی با قضات خودش به منظور این که قیام چیزی مگر طغیان توده‌ای یاغی به نظر برسد همکاری می‌کند.

💡 به اعتقاد فاضلی، طنز امروزه بیش از آن که طغیان‌گری، انقلابی‌گری و شالوده شکنی را ایجاد کند، در خدمت ایجاد نوعی آگاهی انتقادی است که هدف آن نوعی سازگار کردن انسان امروزی با موقعیت کلان‌شهری بوروکراتیک پروبلماتیک است و نه طغیان او ضد جریان‌ها و ساختارها؛ و نهایتاً اینکه، در فهم مقوله طنز در ایران «مسئله و جایگاه زبان» دارای اهمیت بسیار است. طنز، شکل یا صورتی از زبان است که گاهی به صورت کلام و واژه و گاه به صورت تصویر و گاه اشیا خود را نشان می‌دهد. چرا که وقتی از زبان طنز و طنز زبانی سخن می‌گوییم، کمابیش به‌عنوان یکی از ویژگی‌های ملی یا شخصیت پایه‌ای ایرانی آن را در ذهن خود تداعی می‌کنیم.

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز