طعنه کشیدن

مترادف‌ها

کنایه زدن، طعنه زدن، تیکه‌ انداختن

متضادها

ستایش کردن، تمجید کردن، تحسین کردن

لغت نامه دهخدا

طعنه کشیدن. [ طَ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل کردن سرزنش دیگران را. توبیخ رسیدن به کسی:
طعنه خامی همان صائب ز مردم میکشم
گرچه میریزد شرار از سوز گفتارم چو شمع.صائب.

فرهنگ فارسی

تحمل کردن سرزنش دیگران.

جمله سازی با طعنه کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپهدار تنکابنی روزی به کاخ او می‌رود و در مورد وضعیت املاکش می‌پرسد، رضاشاه که احدی جرات نفس کشیدن بدون اجازه وی را نداشت و به دیکتاتور مطلق العنانی بدل شده بود با طعنه پاسخ می‌دهد:

💡 همیشه نازش دشمن از ایشان بود بر هرکس کنون از طعنه ایشان نیارد بر کشیدن شر

💡 او با اینکه سعی می‌کرد خونسرد باشد، اما در نهایت نتوانست جلوی خود را بگیرد و شروع به طعنه کشیدن به تصمیمات گذشته همکارش کرد.

💡 در جلسات مدیریت، گاهی اوقات برخی از مدیران برای تحقیر دیگران از روش طعنه کشیدن استفاده می‌کنند که باعث ایجاد تنش در محیط کار می‌شود.

💡 شخصیت داستان در رمان، فردی است که همواره با طعنه کشیدن و کنایه‌های گزنده، سعی در نشان دادن برتری خود نسبت به اطرافیانش دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران